• شهرداری جهرم در سال 1304تأسیس شده است .قریب به یک قرن خدمت رسانی به شهروندان جهرمی افتخار ماست .
  • اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلا.
تاریخ ایجاد:1391/09/16تعداد مشاهده:665

 

 

حضرت آيت الله سيد حسين آيت اللهي ‍(ره) فرزند برومند مرجع فرزانه حضرت آيت الله العظمي سيد عبد المحمد آيت اللهي (ره)‌و نوه بزرگوار مرجع مجاهد،‌علامه جليل القدر حضرت آيت الله العظمي حاج سيد عبد الحسين نجفي (ره) و از سلسله جليل سادات موسوي است كه نسب ايشان از طريق امامزاده ركن الدين- مدفون در دزفول- به حضرت حمزه فرزند امام موسي بن جعفر (ع) - مدفون در ري -  مي رسد.

جد بزرگوار ايشان حضرت آيت الله العظمي حاج سيد عبد الحسين نجفي (ره)‌از شاگردان برجسته مرحوم ميرزاي شيرازي و داراي اجازه اجتهاد مرحوم ميرزا محمد حسن شيرازي- صاحب فتواي تنباكو- بودند ايشان در پاسخ به درخواست عده اي از بزرگان و مردم جنوب فارس به خصوصلارستان مبني بر اعزام يكي از علما از نجف جهت ارشاد و پيشوايي مردم در امور ديني و معنوي و رهبري آنان در راه جهاد با اشرار و ظلمه بهخصوص دست نشاندگان استعمار انگليس، آيت الله العظمي نجفي (ره)‌را روانه لار نموده و خطاب به مردم مي فرمايند  « با بردن ايشان نجف را به لار مي بريد.»

آن علامه مجاهد پس از سالها حضور فداكارانه در لار و مبارزه با ظلم و ستم خوانين و رهبري قيام مقدس مردم جنوب ايران برعليه استعمار روس و انگليس و تجهيز و تهييج سرداران دلاور چون رئيس علي دلواري، در پي اشغال لارستان توسط نيروهاي استعمار به سمت فيروز آباد و جهرم حركت كرده و پس از عمري جهاد و مبارزه و هدايت آگاهانه مردم در شهرستان جهرم دار فاني را وداع گفته وجنازه آن مرحوم در همين شهر دفن مي گردد.                                                        

پس از رحلت حضرت آيت الله العظمي سيد عبد الحيسن نجفي (ره) مرجعيت و زعامت مردم به عهده فرزند ايشان حضرت آيت الله العظمي سيد عبد المحمد آيت اللهي (ره)‌قرار مي گيرد و ايشان پس از فوت پدر به درخواست مردم لار عازم آن منطقه مي گردند. آن سالها كه دوره آغازينحكومت سياه پهلوي بود به علت مبارزه و قيام مسلحانه عليه حكومت، معظم له را دستگير كرده، تحت مراقبت قرار مي دهند و بي درنگ دستگاه حكومت خواهان اعدام ايشان مي گردد ولي توصيه هاي مكرر علما و مراجع عظام نجف و ارسال تلگرافهاي متعدد به تهران حكومت را از اين امر منصرف نموده و دستور تبعيد ايشان را به شيراز صادر مي كند در خلال همين مسافرت است كه در مردادماه سال 1310 در پي توقف كوتاهي در جهرم حضرت آيت الله سيد حسين آيت الله (‌ره) ديده به جهان گشوده و چند روز بعد به همراه اين كاروان كه به تبعيدي اسارت گونه مي رفت رهسپار شيراز مي شوند.

حضرت آيت الله حاج سيد حسين آيت اللهي (ره)‌دوران كودكي و نوجواني خود را با رنج سالهاي تبعيد پدر و غربت و تنهايي سپري نمود و در آغاز جواني به علت شوق وافر به تحصيل علم قدم در راه تحصيلات علوم ديني نهاد ايشان پس از طي مراحل مقدماتي در شيراز از محضر اساتيد بزرگواري چون آيت الله سيد محمد باقر آيت اللهي - معروف به حاج عالم - و آيت الله حاج سيد محمد كاظم آيت اللهي و حضرت آيت الله حاج شيخ ابوالحسن حدائق بهره بردند و در نهايت به محضر درس مرجع وارسته حضرت آيت الله العظمي شيخ بهاء الدين محلاتي راه يافته و دوره سطح را در حضور آن مرجع بزرگ به پايان رساندند. روح مبارزاتي و ظلم ستيزي ايشان باعث شد كه فرياد هميشه خروشان آن مجاهد شجاع بر عليه ابتذال و بي بند وباري حكومت پهلوي در همه جا طنين انداز شود و در محضر درس آيت الله محلاتي به عنوان يك طلبه مبارز و فريادگر معرفي گردد.

تا اينكه به علت يك بيماري سخت مجبور به عزيمت به تهران جهت مداوا گرديدند و در آنجا در يكي از مدارس علوم ديني ساكن شدند.

آن سالها كه همزمان با قيام مقدس آيت الله كاشاني بود آيت الله آيت اللهي فرصت مناسبي يافتند تا به صف مبارزين عليه استعمار به رهبريآيت الله كاشاني بپيوندند ايشان بارها خاطرات شيرين حضور خودشان را در محضر آيت الله كاشاني و تحولات آن زمان باز گو مي نمودند و مي فرمودند: ( آنروز كه به تحريك استعمار، طرفداران مصدق بيت آيت الله كاشاني را سنگباران كردند بنده آنجا بودم و در اين تهاجم مجروح شدم. )

علاقه بسيار اين عالم بزرگ به علم و دانش، ايشان را براي ادامه تحصيلبه شهر مقدس قم كشانيد و در آنجا از محضر اساتيد وارسته اي همچون آيت الله سلطاني طباطبايي و آيت الله علمائي استفاده نموده سپس به محضر درس مرجع كبير حضرت آيت الله العظمي بروجردي (ره)‌گام نهادند كه از تقريرات درس خارج حضرت آيت الله العظمي بروجردي كتاب طهارت، خمس و قضا را به رشته تحرير در آوردند.

اما اوج شكوفايي علمي و معنوي ايشان گام نهادن در محضر درس مرشد و مراد خود حضرت آيت الله العظمي امام خميني (ره) است همسر مكرمه ايشان نقل مي كند « روزي آقا در حالي كه حالي متفاوت با روزهاي قبل داشتند و از خوشحالي در پوست خود نمي گنجيدند به منزل آمدند و فرمودند امروز گمشده خود را در حوزه ها يافتم كسي كه مي تواند سالها تشنگي مرا سيراب كند او شخصي است به نام حاج آقا روح الله »

ميزان اشنايي آيت الله آيت اللهي با امام خميني و ارتباط معنوي با ايشان در قالب شش دفتر بعنوان تقريرات درس اصول و فقه كاملاً مشهود استمعظم له همواره حضور چند ساله خود را در درس امام خميني (ره) بزرگترين افتخار قلمداد مي كردند.

در اوج سالهاي ظلم و بيداد حكومت پهلوي عده اي از مردم جهرم كه از ظلم دست نشاندگان دستگاه طاغوت به ستوه آمده بودند و پناهگاه خودرا در يافتن انساني ظلم ستيز و وارسته جستجو مي كردند دست به دامان مرجعيت شده و از مرحوم آيت الله العظمي سيد عبد المحمد آيت اللهي (ره)‌كه در شيراز در تبعيد به سر مي بردند در خواست كردند كه فرزند خود حضرت آيت الله حاج سيد حسين آيت اللهي (ره) را جهت ارشاد و رهبري مردم به جهرم بفرستند.

آيت الله حاج سيد حسين آيت اللهي (ره) با توجه به اشتياق وافر به تحصيل علوم ديني بويژه محضر درس حضرت امام (ره) ابتدا عزيمت به جهرم را قبول نكردند ولي در يكي از ديدارها كه عده اي از اهالي جهرم به محضرشان رسيده و از ظلمهاي كه به مردم رفته سخن گفتند روح هدايت گر و نجات بخش ايشان سفر به جهرم را لازم دانسته و هجرت الي الله خود را آغاز نمودند.

پس از حضور در جهرم و انتخاب مسجد به عنوان پايگاه اصلي مبارزه، با همت و تلاش عده اي از مؤمنين مقدمات ساخت وساز حسينيه ي كويعلي پهلوان را در جهرم فراهم نموده و خود ايشان كلنگ اين بناي حسيني را به همراه عموي بزرگوارشان حضرت آيت الله سيد علي اكبر آيت اللهي (ره) به زمين زده و علي رغم ممانعت و فشار از طرف دستگاه حكومت با ايستادگي و شجاعت مركز اصلي ارشاد و رهبري خود را در حسينيه بر پا

كردند

در سال 1340 و پس از فوت حضرت آيت الله سيد علي اكبر آيت اللهي (ره) در جهرم كه مسئوليت اقامه نماز جمعه را پس از پدر و برادر ارشد خود بر عهده داشتند به درخواست مردم و موافقت حضرت آيت الله العظمي سيد عبد المحمد آيت اللهي (ره) در سنگر نماز جمعه قرار گرفته و با خطبه هاي آتشين و حماسي روح و جان مردم تشنه حقيقت و معرفت را سيراب كردند اولين نماز جمعه ايشان در مسجد امام حسين ( ع ) كه پايگاه مبارزاتي و ارشاد جد بزرگوار و عموي گرانقدرشان بود اقامه نموده و سپس به علت ازدحام جمعيت و كمبود فضا - مسجدي كه بعدها به نام مبارك امام خميني ناميده شد،‌انتقال يافت

پس از پيروزي انقلاب و بر حسب حكم حضرت امام خميني (ره)‌مبني بر ادامه حضور ايشان در اين سنگر خطير و همت مردم خير در ساخت وساز مصلي بزرگ جمعه همواره نماز جمعه باشكوه هر چه تمامتر در اين مكان تا آخرين سال حياتشان ادامه يافت و‌…

با آغازنهضت امام خميني (ره) در سال 1342 حضرت آيت الله آيت اللهي (‌ره)‌با شناخت و معرفتي كه نسبت به امام و مراد و مرشد خود داشتهمگام با نهضت وي تا پيروزي انقلاب اسلامي ايران، جهرم را به يكي از كانونهاي گرم مبارزاتي انقلاب تبديل نمود و به علت ايراد سخنراني ها و افشاگريها و ترتيب دادن رهپيمايي، در سال 1342 ، سازمان اطلاعات و امنيت كشور (ساواك) ايشان را دستگير و روانه زندان اوين كرد

پس از چند ماه تحمل سختي و رنج وشكنجه مجدداً به جهرم مراجعت نمودند. آنمرد مجاهد كه درس ظلم ستيزي را از مكتب سرور آزادمردان جهان حضرت امام حسين (ع) آموخته بود بار ديگر به كانون مبارزاتي خود يعني حسينيه قدم نهاد و هرگز آرام ننشست و هميشه و در همه جا مدافع انقلاب واسلام و امام بود.

در سال 1352 در مراسم تدفين پدر بزرگوارشان اقدام به سخنراني كوبنده اي بر ضد رژيم نموده و مقلدان آن مرحوم را به تقليد از امام خميني (ره)‌توصيه نمودند. پس از اين سخنراني ايشان را دستگير و روانه زندان كردند و پس از بازگشت به جهرم و ادامه كار براي بار چندم در سالهاي 56 و 57 به علت حمايت از انقلاب و امام بار ديگر باز داشت و به زندان اوين انتقال داده،‌ايشان را بطور كلي ممنوع الملاقات نموده و حتي به خانواده معظمشان اعلام كردند كه نام او در ليست افراد اعدمي قرار دارد.

با پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني (ره)  و آغاز كينه توزيهاي استكبار عليه ملت مظلوم ايران و ايجاد مشكلات بر سر راه انقلاب حضور انسانهاي وارسته و آگاه به زمان در صحنه، عاملي بود كه مي توانست اين مشكلات را از سر راه بردارد.

پس از پيروزي انقلاب و با وجود توطئه هاي شوم دشمنان بخصوص منافقين در اكثر شهر هاي ايران، حضور مؤثر و هدايت گر حضرت آيت اللهآيت اللهي (ره) در جهرم چون سدّي استوار مانع هرگونه رخنه و آشوب در صفوف آهنين اين ملت بود و با آغاز جنگ تحميلي، شهرستان جهرم با هدايت گري آن مجاهد خستگي ناپذير سهم عزيمي در دفاع از اين مكتب داشت.

پشتيباني وتداركات يك لشكر مستقل توسط مردم شهيد پرور جهرم به ناملشكر 33 المهدي (عج) در زمان جنگ و تقديم 1200 شهيد خود نشان اين ادعاست. چه كسي مي توانست خطابه هاي حماسي و رجز هاي دلاورانه آنمرد مبارز را بشنود و در مقابل تهاجم كفر و ظلم آرام بنشيند؟‌

آيت الله آيت اللهي (ره)‌باحضور مكرر در جبهه ها در كنار رزمندگان و در ميان سنگر هاي آنان به سربازان امام زمان (عج) روحيه مي دادند. حضورايشان در جبهه ها نه تنها پشتيبان رزمندگان شهرستان جهرم و استان فارس بود بلكه با حضور در لشكرها و پادگانهاي گوناگون عامل تقويت روحي براي همه رزمندگان بود. حضور باصفاي ايشان در سنگر رزمندگان علي رغم وجود امكاناتي كه براي ائمه جمعه براي اسكان و پذيرايي در شهر اهواز مهيا بود ، مؤيد روحيه شهادت طلبي و مجاهدت و دلاوري آنمرد بزرگ است.

حضور وي در تشيح جنازه همه شهداي شهرستان جهرم، اقامه نماز مستقل بر هركدام از جنازه هاي پاك ومطهر آنان، شركت در مجالس يادبودآن عزيزان تسلي دادن به باز ماندگانشان و روحيه دادن به آحاد مردم را كمتر كسي مي تواند فراموش كند.

هر كس كه كمترين آشنايي با دوران حيات با بركت و مقدس آيت الله آيت اللهي (ره)‌داشته باشد اذعان دارد كه وي مردي بود كه زندگي خود راوقف مردم بخصوص توده محروم و زجر كشيده كرده بود و هميشه خانه ايشان مامن و ملجا انسانهاي دردمند و زجر كشيده اي بود كه حل مشكلات خود را در مراجعه به اين بيت شريف مي دانستند . روحيه خدمت گذاري به مردم در ايشان در حد اعلي نمايان بود و علي رغم وجود مشكلات مختلف و تدريس علوم ديني به شاگردانشان اكثر اوقات شريفشان را صرف رتق وفتق امور مردم مي نمودند. غيرت و هميت و مهرباني او اين اميد را در دل مردم زنده مي كرد كه اين بيت، خانه اميد مستمندان و محرومان است. ايشان به تنهايي تعداد زيادي از خانواده هاي بي سر پرست و تهي دست را تحت پوشش خود داشتند. دغدغه خاطر هميشگي او مردم و رفع مشكلات آنان بود. قسمت عمده خطبه هاي نماز جمعه ايشان به بازگو كردن مشكلات مردم و محرومين و توصيه به مسئولين جهت رسيدگي به مشكلات مردم بود.

حضرت آيت الله سيد حسين آيت اللهي (ره) پس از عمري تلاش و مجاهدت وتحمل رنج و زحمت طاقت فرسا در امر تبليغ دين و مكتي حقهجعفري و پس از سالها مبارزه با نفس و جهاد در سحر گاه نوزدهم ماه شوال در ايام شهادت رئيس مذهب شيعه حضرت امام جعفر صادق (ع) مطابق با بيست وپنجم دي ماه هزار و سي صد و هفتاد و نه(1379 )مقارن با اذان صبح به ديدار مبعود شتافت و جان مالامال از عشق و ارادت مردم را در داغ هجران گداخت.